تبليغاتX
پسر های خوب


مردان بزرگ بر خود سخت می گیرند


                                      و


                                             مرد کوچک به دیگران.


                                                                 کنفوسیوس

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 16:59  توسط سپهر | 


                      واعظی پرسید از فرزند خویش

                    هیچ دانی تو مسلمانی به چیست؟


                      صدق و بی آزاری وخدمت به خلق

                        هم عبادت هم کلید زندگیست

              

                       گفت زین معیار اندر شهر ما

                     یک مسلمان هست آنهم ارمنیست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 19:19  توسط سپهر | 

پنج آدمخوار به عنوان برنامه نويس در يک شرکت خدمات کامپيوتري استخدام شدند.
هنگام مراسم خوشامدگويي رئيس شرکت گفت: "شما همه جزو تيم ما هستيد. شما اينجا حقوق خوبي مي گيريد و مي توانيد به غذاخوري شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتيد بخوريد. بنابراين فکر خوردن کارکنان ديگر را از سر خود بيرون کنيد."

آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاري نداشته باشند. چهار هفته بعد رئيس شرکت به آنها سر زد و گفت: "مي دانم که شما خيلي سخت کار مي کنيد. من از همه شما راضي هستم. امّا يکي از نظافت چي هاي ما ناپديد شده است. کسي از شما مي داند که چه اتفاقي براي او افتاده است؟ آدمخوارها اظهار بي اطلاعي کردند. بعد از اينکه رئيس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقيه پرسيد: "کدوم يک از شما نادونا اون نظافت چي رو خورده؟"

يکي از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت: "اي احمق! طي اين چهار هفته ما مديران، مسئولان و مديران پروژه ها را خورديم وهيچ کس چيزي نفهميد و حالا تو اون آقا را خوردي و رئيس متوجه شد!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 17:37  توسط سپهر | 

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.


اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !

سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من  می توانم این کارها را انجام  دهم؟

لقمان جواب داد :

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .  

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .  

و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 16:50  توسط سپهر | 
 
 

درروزهایی که دکتر محمد مصدق را دربیدادگاه فرمایشی شاه در لشگر 2

زرهی محاکمه می کردند ، کسانی به عنوان تماشاچی به دادگاه می رفتند

که مجوزشرکت در آن را داشتند.

در یکی از جلسات که خبرنگاران مطبوعات و عده ای از ماموران امنیتی حضور داشتند،

 ملکه اعتضادی نیز شرکت کرد وموضوع جلسه آن روز ، دفاع دکتر مصدق و

وکیل مدافعش سرهنگ جلیل بزرگمهر و رد ادعا نامه دادستان ارتش

سرهنگ حسین آزموده بود .

هنگامی که مصدق باشور وهیجان از خدمات صادقانه اش به مردم و مملکت

سخن می گفت و دستهای مرتعشش راحرکت می داد، ملکه اعتضادی که در

ردیف تماشاچیان نشسته بود از جا برخاست و با صدایی بلند، رو به دکتر

مصدق گفت :

یک پیر مرد سیاسی که مملکت را به پرتگاه سقوط کشانده ، نباید در

دادگاهی که به خیانت های او رسیدگی می کند، بترسد وبلرزد.


دکتر مصدق، رو به عقب برگرداند و گویندۀ این جملات را شناخت و گفت:

خانم!

منارجنبان اصفهان ، قرنهاست می لرزد و هنوز پا بر جاست.
از این پاسخ صریح و ابهام دار، اکثر حضار، حتی رئیس و منشی های دادگاه

نیز به خنده افتادند و "خانم ملکه " با سر افکندگی بسیار در جایش نشست

وپس از لحظاتی دیگر سالن دادگاه را ترک کرد .

منبع : پژوهشنامۀ تاریخ مطبوعات ایران ، ص 41و42

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 7:3  توسط سپهر | 



- در تصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست .
-  هیچکس سوار بر اسب نیست .
- هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید .
-  در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد
.


 “این ادب اصیلمان است: نجابت- قدرت- احترام- مهربانی- خوشرویی"


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 7:0  توسط سپهر | 

قلمی از قلمدان قاضی افتاد . شخصی که آنجا حضور داشت گفت : جناب قاضی کلنگ خود را بردارید.

قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ ، تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟

مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی .


"عبید زاکانی"

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 16:40  توسط سپهر | 

مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی

کرد.صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد وگفت:

طوطی سمت چپ 500 دلار است.مشتری:چرا این طوطی اینقدر

گران است؟

صاحب فروشگاه:این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی

دارد.مشتری:قیمت طوطی وسطی چقدر است؟

صاحب فروشگاه:طوطی وسطی 1000 دلار است برای این که

این طوطی هر کاری را که سایر طوطی ها انجام می دهند،انجام

داده و علاوه بر این توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای

پیروز شود را نیز دارد و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و

فروشنده گفت:4000 دلار !

مشتری:این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟

فروشنده جواب داد:صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی

ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر ارشد صدا میزنند!!!


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 17:38  توسط سپهر | 

می گوینداسکندرقبل ازحمله به ایران درمانده ومستاصل بود. ازخودمی

پرسیدکه چگونه بایدبرمردمی که ازمردم من بیشترمی فهمندحکومت

 کنم؟یکی ازمشاورانش گفت:کتابهایشان رابسوزان بزرگان وخردمندانشان

بکش ودستور بده به زنان وکودکانشان تجاوز کنند . اماظاهرا یکی دیگر از

مشاوران پاسخ میدهد:نیازی به چنین کاری نیست

ازمیان مردم آن سرزمین آنهاراکه نمی فهمندوکم سوادندبه کارهای بزرگ

بگمار.آنهایی که میفهمند و باسوادندرا به کارهای کوچک و پست بگمار .

بی سوادها و نفهم ها همیشه شکر گزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی

طغیان نخواهند داشت.فهمیده ها و باسوادها هم یا به سرزمین های دیگر

کوچ می کنندیا خسته و سر خورده ،عمر خود را تا لحظه مرگ،درگوشه ای

ازآن سرزمین درانزواسپری خواهندکرد.


                      تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 18:36  توسط سپهر | 

یک روز ملا نصرالدین برای تعمیر بام خانه خود  مجبور  شد  مصالح

ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد  و به  بالای  پشت بام ببرد . الاغ 

هم به  سختی از پله ها  بالا  رفت  .  ملا  مصالح  را از  دوش  الاغ

برداشت وسپس  الاغ را  به سمت  پایین   هدایت  کرد . ملا  نمی

دانست خر از پله بالا  می رود  ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی

آید هرکاری کرد الاغ از پله پایین نیامد ملا به خانه آمد تا استراحت

کند که دید الاغ  دارد روی پشت بام  بالا و  پایین می پرد  دوباره به

پشت بام رفت و  خواست الاغ  را ساکت کند که  دید  الاغ  به هیچ

وجه  آرام  نمی گیرد برگشت  و  دید که  سقف اتاق خراب شده و

پاهای الاغ از سقف چوبی خانه آویزان شده است  بالاخره الاغ از

سقف افتاد ومرد.

ملا نصرالدین گفت:

      لعنت برمن  ! ! !    که نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیع و

پست مهمی برسد  هم آنجا را خراب می کند و  هم خودش را می

کشد.

                                                                                                                                                                             

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 5:45  توسط سپهر | 

دارویی جدید بعد از آزمایش روی حیوانات، قرار بود روی انسانها امتحان


بشه و امکان مرگ شخص هم بود.سه نفر داوطلب تزریق شدند. یک


آلمانی، یک فرانسوی،یک ایرانی.به آلمانی گفتند چقدر می گیری؟  گفت


100هزار دلار ،گفتند برای چه ؟ گفت اگه مردم برسد به همسرم.به 


 فرانسوی گفتند چقدر؟گفت 200 هزار دلار ،که اگر مردم 100 هزاردلار


برسه به همسرم و100هزار دلار هم برسه به معشوقه ام.به ایرانی


گفتند جقدر می گیری؟گفت300 هزار دلار .گفتند چرا؟ گفت 100هزار


دلاربرای شما که اینجا زحمت می کشید بابت شیرینی و 100 هزار دلار


  هم برای خودم و 100 هزار دلار هم می دهیم به آلمانیه و دارو را به او

 

 تزریق می کنیم.

باسپاس از سانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 18:51  توسط سپهر | 


          لطفا صبر کنید تا جای گروه ها عوض بشه.

         نفر سیزدهم از کجا میاد ؟

           باتشکر از علی و ساسان عزیز



+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 16:41  توسط سپهر | 

به خورشید ایمان دارم حتی اگر نتابد،به عشق ایمان دارم حتی


اگر آن را  احساس  نکنم  و  به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت


                                        کرده باشد



  
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 20:53  توسط سپهر | 

              هوش   شما                                   تعداد صورت ها

                        کودن                                                        5 - 0

                      کم هوش                                                    7  - 6 

                        طبیعی                                                     9  -   8

                       هوشیار                                                    11  -   10

                         نابغه                                                     13    -  12

  

هر کی تونست بیشتر از 10تا ببینه به من خبر بده


با تشکر از مهدی و ساسان عزیز



+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 17:20  توسط سپهر | 

طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست 

با چشمهای روشنِ براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

 این هم نشان ما  : 

یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر

 


+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 17:41  توسط سپهر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
دموکراسی نیوز
ما بیداریم و برداریم
قلم عدالت
جویندگان آزادی
سبزینه
انسان + انسانيت
جرس نیوز
نهضت سبز آزادی
خبری تحلیلی رها نیوز
اصلاحات نیوز
شمارش معکوس
سبز آنلاین
تفنگت را زمین بگذار
حقیقت نیوز
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1390
مرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
بهمن 1389
آبان 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
پیوندها
کتابخانه ی الکترونیک
سرای عشق و علاقه
ورود افراد متفرقه ممنوع
عشق فراق دلتنگی
جالب ترین ها
شور عاشقانه
حزب ضد دختر1
تنوع
خاطرات دخملی ناناس
طنزستان آق دایی
قالب وکد موسیقی پیچک
Love
ملکه ی صبا
ماه آسمون
بزرگترین وب تفریحی
قصه عادت
کلبه ی کوچک دل
می اندیشم پس هستم
انتظار و تنهایی
تایات بلاگ دانلود رایگان
عاشقانه ها
پسر ته تغاری
کدهای وبلاگ پیچک
خلوتگاه 3 دوست
پسر پارسی
عبور از خزان
ایران سرزمین من
مزاحم کوچولو
هر کی میگه 16 نیست
الهه ی عشق
جدیدترین آهنگهای رپ
اوای پیشبر
1-1
دنیای عکس و مطالب
هرچی دلت بخواد
هستی هستا
fereshteh
در دلم بغضی هست
هرگز تنها نخواهی رفت
کبودک
جدید ترین ها
سرزمین سبز شمالی
تنها تو می مانی من می روم
دریای آرام جزیره
لیدیس
چاردیواری***اختیاری
دنیا رو نگه دار
ذوزنقه**رادین**
پیش بینی مسابقات فوتبال
تک کلوب دات کام
سلام بر غریب خفته
دخترک عاشق
وروجک
جامعه فضا سازان
بزرگترین سایت تفریحی
بیا تو دانلود
دانلودستان صبا
ایسگا
maryam71
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM